تبلیغات
بیژن - اش نخورده و دهن سوخته!

بیژن

ماشین بابا را برداشته دوری بزنه  ، می بینه یه دختری کنار خیابان منتظر تاکسیه، میره جلوش یه بوق می زنه ! دختره که فکر می کنه مسافرکشه !مسیرشو میگه ، پسره می گه بیا بالا ! دختره در عقب را باز می کنه سوارشه پسره میگه بیا جلو بشین! دختره دو زاریش می افته ، می گه عوضی گرفتی، پسره اصرار می کنه دختره یه فحش مده بیره عقب تر وا میسته  پسره سماجت می کنه عقب و جلو می ره بلکه دختره را راضی کنه! از بد شانسیش گشت پلیس سر می رسه ، پسره را به جرم مزاحمت برای نوامیس مردم می بره . تو پاسگاه به التماس می افته ! اجازه می خواد به پدرش زنگ بزنه ، اجازه بهش داده می شه، بد بخت پدره زود می اد پاسگاه پلیس ، خلاصه ریش گرو می زاره که دیگه پسرش از این کارها نکنه! و...

نظرات() 
فلانی
جمعه 9 دی 1390 07:20 ب.ظ
آش نخورده ینی کلا واسش پاپوش ساختن و از اصل، ماجرا اشتب بوده. اگه دختره این کاره بود آشه قشنگ خورده می شد یه آبم روش.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

لینکستان

منبع یادت نره
**************

***-->*****

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :